تبليغاتX
برو بچه های باحال تجربی

برو بچه های باحال تجربی

کلاس304-دبیرستان آینده سازان

اذان در مناره‌های نيويورک  

 

مسلمانان

 

مسلمانان آمريكا  به يكي از مهمترين اقليت‌هاي ایالات متحده  تبديل شده‌اند.

تا چند وقت پيش، نوع نگاه رسانه‌هاي آمريكا به مسلمانان و چيزي كه آنها پديده مسلماني مي‌گفتند خصمانه بود. تا چند سال پيش مي‌شد آرنولدشوارتزينگر را ديد كه به عنوان قهرمان  فيلم «دروغ‌هاي حقيقي» يك عرب مسلمان تروريست را با موشك هواپيما منفجر مي‌كند و به تدريج اعراب به عنوان نمايندگان مسلمانان جاي روس‌ها را در نقش منفي فيلم‌ها مي‌گيرند.

اما مسير ماجرا از چند وقت پيش تغيير كرد؛ از وقتي كه جمعيت مسلمان آمريكا به تدريج افزايش يافت و يك اقليت قدرتمند در جامعه آمريكا شكل‌ گرفت؛ اقليتي كه پشتوانه‌ مالي قوي‌اي نيز در خاستگاه جغرافيايي خود داشتند.

 همه اينها به علاوه بسياري عوامل ديگر، باعث شد رويكرد رسانه‌ها نسبت به اين اقليت آمريكايي تغيير كند و نظرسنجي‌اي كه يك نشريه آمريكايي(نيوزويك) در مورد اين اقليت انجام داده است هم نشان مي‌دهد كه انگار جامعه آمريكا هم سعي مي‌كند با پديده اسلام كنار بيايد. رسانه‌ها سعي مي‌كنند روش دوستانه‌تري را در پيش بگيرند و واقع‌بينانه‌تر برخورد كنند و اينها با توجه به شرايط فعلي جهان و سياست‌هاي دولت آمريكا، وضعيت متضادي را پديد آورده است.

 

گزارش اقليت

طبق آمارها در آمريكا بين 3 تا 6 ميليون مسلمان زندگي مي‌كنند كه 60 درصد آنها را جوانان بين 18 تا 29 سال تشكيل مي‌دهند. اكثر اين مسلمانان، مهاجريني هستند كه بعد از سال 1965 – كه قوانين مهاجرت آمريكا تغيير كرد – به اين كشور رفته‌اند. به گفته خانم كيت اليسون، اولين عضو مسلمان كنگره آمريكا: «ايده اصلي اين مهاجرت، نبود هويت تاريخي در آمريكاست و جامعه‌اي كه اغلب حول مجموعه‌اي از قوانين شكل مي‌گيرد تا هويت فرهنگي يا نژادي».

 

در آمريكا برخلاف اروپا، مسلمانان در كلوني‌هاي خاص و محيط‌هايي شبيه گتو زندگي نمي‌كنند، آنها درست مانند بقيه افراد جامعه هستند و طبق آمارها از نظر سطح درآمد، تحصيلات و اشتغال تفاوت چنداني با ميانگين جامعه ندارند. همين مسئله باعث مي‌شود اسلام راحت‌تر در بين جامعه پخش شود و ارتباط افراد غيرمسلمان با مسلمانان محدوديت خاصي پيدا نكند. به گفته بسياري از مسلمانان، عبادت در آمريكا به خاطر مذهبي‌تر بودن مردم آن كشور راحت‌تر است.

ابوپاتل – يك مسلمان اهل شيكاگو – مي‌گويد: «در آمريكا وقتي من مي‌گويم كه وقت نماز است، دوستان مسيحي‌ام ممكن است راجع به نحوه عبادت از من سؤال كنند اما اهميت عبادت را درك مي‌كنند. با اين حال، زماني كه در انگلستان زندگي مي‌كردم، با گفتن اين جمله نگاه‌ها تغيير مي‌كرد».

 

طبق مطالعه انجام شده توسط مجله نيوزويك، 69 درصد آمريكايي‌ها معتقد بودند دانشجويان مسلمان آمريكا بايد اجازه داشته باشند، به راحتي از حجاب استفاده كنند اما اين مسئله در بعضي از كشورهاي اروپا تبديل به يك معضل شده است و شايد به همين دليل است كه عبدالله گل دخترش را براي تحصيل به يك كالج آمريكايي فرستاده است تا بتواند حجابش را هم حفظ كند.

 

آمريكايي‌ مسلمان يا مسلمان آمريكايي

به‌رغم بسياري از تبليغات رسانه‌اي، تا قبل از 11سپتامبر 2001، شايد جامعه مسلمانان آمريكا يك جامعه نامرئي بود؛ بيشتر آمريكايي‌ها تا آن زمان تنها مسلماناني كه مي‌شناختند مالكوم ايكس و محمدعلي كلي بودند كه هر 2 را هم دوست مي‌داشتند اما با انفجار برج‌هاي تجارت جهاني ناگهان جامعه آمريكا متوجه يك گروه اقليت شد كه سياستمداران مي‌گفتند ممكن است خطرناك باشند.

مسلمانان بعد از 11 سپتامبر ناگهان بيشتر ديده شدند؛ كساني كه از حجاب استفاده مي‌كردند؛ كساني كه به مسجد مي‌رفتند و آسيايي‌هايي كه مسلمان به نظر مي‌رسيدند، تبديل به يك عامل وحشت شدند. حملات نژادپرستانه هم نسبت به اين گروه اقليت افزايش پيدا كرد. روزنامه‌ها عكس زن مسلماني را چاپ كرده بودند كه با حجاب در خيابان راه مي‌رفت و تابلويي در دست گرفته بود كه روي آن نوشته شده بود: «به من شليك نكنيد».

 

اما اين همه تبليغات و واكنش‌ها، نتيجه عجيبي را به دنبال داشت. مظفر چيستي – مسلمان اهل نيويورك – مي‌گويد: «بعد از اين واقعه بود كه عده زيادي از مردم كه تا آن موقع خود را يك آمريكايي فرض مي‌كردند، يادشان آمد كه اول يك مسلمان‌اند». طبق مطالعات انجام شده توسط كالج هميلتون در سال 2002 با كمال تعجب مشاهده شد كه ميل به استفاده از حجاب بعد از 11 سپتامبر افزايش بيشتري پيدا كرده است و الان تقريبا يك سوم زنان مسلمان آمريكايي هر روز از روسري استفاده مي‌كنند.

حملات عليه مسلمانان باعث اتحاد آنان شد و بسياري از مسلمانان از سايه خارج شدند و خود را به جاي يك آمريكايي مسلمان، يك مسلمان آمريكايي معرفي كردند.

راضي محي‌الدين - مهاجر هندي مسلمان - مي‌گويد: «بعد از 11سپتامبر، مسئوليت ما به عنوان يك مسلمان عوض شد. با اتفاقاتي كه افتاد ما مجبور بوديم تصميم بگيريم و ببينيم كه كجا ايستاده‌ايم؟ آيا بايد از اعتقادات‌مان دور شويم يا بيشتر از آن دفاع كنيم. خصوصا زماني كه به آن توهين مي‌شود».

راضي محي‌الدين بعد از 11سپتامبر، اولين كاري كه كرد ايجاد يك پناهگاه براي مسلمانان در يك مسجد بود. او فرزندانش را از مدرسه عادي خارج كرد و آنها را به يك مدرسه اسلامي در مسجد فرستاد. بقيه مسلمانان هم واكنش‌هاي مشابهي داشتند. ميزان شكايت‌ها در مورد حقوق شهروندي مسلمانان افزايش زيادي يافت. فقط در سال2006، 2500 مورد شكايت توسط مسلمانان آمريكا در مورد نقض حقوق شهروندي‌شان به دادگاه‌ها ارائه شد.

 

تلاش‌هاي زيادي براي داشتن عكس باحجاب در گواهينامه‌ها انجام شد همچنين 6 امام جماعت  به خاطر خواندن نماز در فرودگاه از پرواز منع شدند. اتحاد ناخواسته‌اي بين مسلمانان در حال شكل گرفتن بود كه سياستمداران آمريكايي، سعي مي‌كردند آن را انكار يا بي‌اهميت قلمداد كنند.

جورج بوش در يك جلسه پرسش و پاسخ، هنگامي كه سعي داشت يك آمريكايي پاكستاني‌الاصل را مجاب كند كه او در يك كشور آزاد زندگي مي‌كند، با عكس اين مسئله مواجه شد. فريد صديق براي جورج بوش توضيح داد كه هنوز با گذشتن 6 سال از واقعه 11سپتامبر، او نمي‌تواند در هواپيما از جايش بلند شود و مثلا به دستشويي برود چون اين كار او موجب نگراني و اضطراب مسافراني مي‌شود كه تبليغات ضد اسلام رسانه‌ها آنها را وحشت‌زده كرده است.

 

مسلمانان

مشكلات مسلماني

طبق آمارها، بيشتر مسلمانان آمريكا مهاجرند و درصد كمتري متولد آمريكا هستند اما همين گروه كمتر و حتي بعضي از همان مهاجران هم نسبت به كساني كه در يك كشور با اكثريت مسلمانان زندگي مي‌كنند، اطلاعات كمتري نسبت به اسلام دارند يا حداقل دسترسي‌شان به منابع آموزشي اسلام محدودتر است.

در آمريكا بيشتر وظايف آموزش اسلام توسط مساجد و امام جماعت مساجد انجام مي‌شود. اما گاهي اوقات، مشكلات از همين جا شروع مي‌شوند. به گفته بسياري از مسلمانان، مشكل اين است كه اسلام در اين مساجد توسط كساني آموزش داده مي‌شود كه به خوبي با فرهنگ آمريكا و جامعه‌اي كه مخاطبان‌شان در آن زندگي مي‌كنند آشنا نيستند.

 

اكثر اين معلمان افراد تبعه لبنان يا عربستان سعودي هستند كه مدت كوتاهي است وارد آمريكا شده‌اند. ماجراي مهم‌تر در اين مساجد، اين است كه بيش از 50درصد مساجد آمريكا كمك‌هاي مالي بيشتري از عربستان سعودي دريافت مي‌كنند و حاميان عرب اين مساجد انتظار دارند كه امامان جماعت فرقه وهابيت را تبليغ كنند و گسترش دهند.

 

جزوه‌ها، كتاب‌ها و معلمان آموزش ديده‌اي كه از عربستان براي آموزش اسلام وهابي به آمريكا فرستاده مي‌شوند، گواهي بر اين مدعاست. در اين مساجد، همان‌طور كه انتظار مي‌رود شيعه و بقيه گروه‌هاي مسلمانان تخريب مي‌شوند.

اين مسئله باعث نگراني خانواده‌هايي شده است كه شاهد آموزش تندروي‌ها و تعصب‌هاي زياد توسط اين امامان جماعت هستند.  به همين دليل، بعضي مساجد با كمك‌هاي عربستان مخالفت مي‌كنند. حثوت - امام جماعت يكي از اين مساجد  مي‌گويد: «اين كمك‌ها آن‌قدر مشكل‌آفرين هستند كه هيأت امناي مسجد، مانع دريافت آنها شود». او مي‌گويد: «پول خارجي نه ‌تنها مشكل‌آفرين است، بلكه مي‌‌تواند خطرناك هم باشد چون وابستگي مي‌آورد».

 

اما مساجدي هم هستند كه به راحتي در مسير برنامه سعودي‌ها قرار مي‌گيرند. امام جماعت مسجد الصفات نيوجرسي بعد از سال‌ها آموزش اسلام، به خاطر دريافت اين كمك تغيير رويه داد و عقايد تندروانه‌اي را در پيش گرفت. او حتي كلاس‌هاي آموزش اسلام را تعطيل كرد چون معتقد بود به اندازه كافي اسلامي نيستند و اسلام اصيل را آموزش نمي‌دهند و به جاي آن جلساتي را تشكيل داد كه ايدئولوژي سلفي را تبليغ مي‌كردند. به خاطر همين تندروي‌ها و تعصبات بود كه نگراني خانواده‌هاي مسلمان، شكايت از او و جريمه اين امام جماعت را به دنبال داشت.

در حال حاضر، تنها چيزي كه بيش از همه، جامعه مسلمان آمريكا را نگران مي‌كند، در كنار نژادپرستي و آزار و اذيت و محدوديت، ترس از افتادن به دامن تندروي و تعصب است . 5سال پيش جمعيت شيعيان آمريكا 12 درصد  كل مسلمانان اين كشور بود ولي امروزاين نسبت به 22درصد رسيده است.

 

منبع: همشهری جوان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 5:23 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

کم کم داریم به ماه مبارک رمضان نزدیک میشیم و ماه محبوب شعبان رو ترک می کنیم.

امسال ماه رمضون توی تابستونه و حداقل تا هفت هشت سال دیگه همینطور خواهد بود. یعنی توی چله تابستون باید روزه بگیریم. نظرتون چیه؟ سخته؟ خوب نیست؟

به نظر من که بهتره

شاید سختی بیشتری بکشیم اما اجر بیشتری می بریم. هر کار خیری که سختی بیشتری درش بکشیم اجرمون بیشتره و مقاممون پیش خدا بیشتر میشه.

خب

بیاید یه ابتکار به خرج بدیم.

همه دوستانی که به این وبلاگ سر می زنن لطف کنن و زیباترین شعری رو که تا به حال خوندن تو نظرات قرار بدن. از شاعران عزیز هم دعوت میشه تا اشعار زیباشونو در اختیار ما قرار بدن. مطمئن باشن با نامشون توی وبلاگ قرار میگیره. کسانی هم که می خوان شعرشون تنها در اختیار من قرار بگیره و بعد من در آپ بعدی اونو بذارم به صورت پیام خصوصی بفرستنش. فقط من دریافتش می کنم و توی آپ قرار میدم.

خب حرف بعدی:

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد

اسلام به جز عشق علی مایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم

دیدم که علی نور بود سایه ندارد

 

تا حالا فرصت سفر به مکه و مدینه نصیبت شده؟ یکی از بچه های کلاس ما رفته. همین تابستون. حرفایی برای گفتن داره. می خوام تنظیمشون کنم و کم کم بذارمشون. اما ممکنه یه مدت طول بکشه. در هر صورت می ذارم. بهتره دنبالش باشین. حرفاش جالبن. بیشتر خاطره تعریف می کنه. مطمئنم همه دوست دارن. منتظر باشید

مسئله بعدی اینه که شروع کردم به نوشتن یه داستان جدید با نام "پرواز کن". لینک دریافت:

فصل اول

فصل دوم

خب

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 4:7 بعد از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

نیمه شعبان بر همه مبارک

دوستان عزیز هر کس یه آپ طولانی و خوب به مناسبت عید نیمه شعبان می خواد به این آدرس رجوع کنه. آپم رو اونجا گذاشتم: www.dastan-nt.blogfa.com

یادتون نره که من عیدی می خوام از همه

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 9:32 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

چطورید؟

بعد از مدت ها اومدم و باید بگم با دست خالی. چی بنویسم به نظرتون؟ فرمول تستی فیزیک بدم؟ جزوه شیمی تایپ کنم؟ یا نکات ترجمه ای عربی براتون بیارم؟ شما بگید. داستانمم که بالاخره تموم شد. البته نشد اینجا لینکای فصول آخرو بدم. اول اینا رو داشته باشید:

www.james-lily.persiangig.com/document/harry%20potter%2037.pdf

www.james-lily.persiangig.com/document/harry%20potter%2038.pdf

www.james-lily.persiangig.com/document/harry%20potter%2039.pdf

www.james-lily.persiangig.com/document/harry%20potter%2040.pdf

www.james-lily.persiangig.com/document/moakhar.pdf

و تمام. بله پایان هری پاتر و روشنایی در تاریکی. اینم لینک کلی:

www.james-lily.persiangig.com/document/kamel.pdf

خب. مژده هم بهتون بدم که دارم روی روشنایی در تاریکی 2 کار می کنم. البته ادامه ای بر هری پاتر نیست مطمئناً. احتمالاً یه مجموعه داستان باشه. سیزده چهارده تا داستان با موضوعات نسبتاً متفاوت.

حالا شما بگید. من توی وب چی بذارم؟ عکس؟ آها بذارید یه عکس خوب دارم. اما باید آپلودش کنم. یه کمی صبر کنید...

الآن پرشینگیگ داره لود میشه...

رفتم توی فولدر ایمیج...

راستی تا داره لود میشه بگم که من تموم ترجمه کتاب هفتو خوندم. شما چی؟ کسانی که به هری پاتر علاقه دارن. مرجان خانم گفتید که شاید نخونید. اما بهتون میگم اگه نخونید واقعا از دست دادید. خیلی خیلی جالبه. بعضی از فصلاش یه کم خسته کننده به نظر میرسه. اما همه داستان ضرب در سه یه طرف، دو سه فصل آخرش یه طرف. بی نظیر بود. اگر فقط ترجمه به زبان معیار فارسی نزدیک تر میشد خیلی جذاب تر هم میشد. اما ترجمه ها معمولاً مشکلاتی دارن. مثلا می بینی این کلمه اضافیه. جمله فعل نداره. فعلش دو بار تکرار شده. نهاد جمله نیست. خلاصه. در کل هرکس نخونه واقعا از دست داده.

نمی دونم چرا سرعت اینترنتم اینقدر اومده پایین. هنوز فولدر ایمیج لود نشده...

یه ریفرش. شاید دوباره بیاد...

نظرتون درباره سریال های تلویزیون چیه؟ کدوما به نظرتون از همه بهترن؟ از بین سریالای ایرانی چطور؟

آها اومد. زدم آپلود کنه...

چی می گفتم؟ آها سریالای تلویزیون. به نظرتون جواهری در قصر چطوریه؟ من که بیننده پر و پا قرصشم خفن. قبلاً یعنی قبل از این که با وبلاگ رسمی جواهری در قصر بر بخورم، موقع دیدن سریال یه هیجان خیلی شدیدی درونم می افتاد. باورتون نمیشه. نمی دونم این سریال چی داشت. اما خوب شد به این وبلاگ برخوردم. هر هفته خلاصه قسمت بعدی رو می ذاره. اینطوری هیجانم کمتره. البته مدیر وبلاگ سایت رسمی جواهری در قصرو تأسیس کردن و بعضی از کارهای وبلاگ به سایت منتقل شده. آدرسش اینه: www.daejanggeum.blogfa.com و آدرس سایت: www.daejanggeum.org

هنوز داره آپلود می کنه. نظرتون چیه آهنگ هم بذاریم؟ یا داستانای دیگه رو معرفی کنیم؟ یه نظری بدید.

بله. آپلود به پایان رسید. عکس زیر را داشته باشید:

خب نظرتون چیه؟ عکس جالبیه؟

من دیگه باید برم.

موفق باشید

بای بای

=====

پی نوشت: یادتون نره که ازتون نظر خواستم درباره ادامه کار وبلاگ

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 2:57 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

جدیدا سرمان هم اندکی شلوغ گردیده است. به همین علت است که مطالب جدیدی نداریم

سعی می کنم خودم مطلب طنز یا غیره بنویسم. اما وقت نیاز دارم.

فعلا فصل جدید را بگذاریم:

فصل 36 از هری پاتر و روشنایی در تاریکی

در واقع لینک های داستان در این وب تنها پشتیبان هستند. چون فکر نمی کنم کسی به این وب سر بزنه فقط برای این که داستان بگیره. کسانی که به این وب سر می زنن تعداد معدودی بیش نیستند. اما چون این داستان در وبلاگ های دیگر هم ارائه می شود به عنوان پشتیبان در این وب قرار داده می شوند تا اگر در آن وبلاگ ها اشکالی داشت از این مکان بتوانند بدانلودن

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 7:11 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

چطورین؟

خوبین؟

نیستین؟

به من چه اصلاً.

خب

سیب زمینی کاران محترم توجه نمایید:

فوق العاده

فروش ویژه

با شرکت در طرح ما از تخفیف صد و پنج ممیز نهصد و شصت و دو هزار و پونصد و شست و سه و بیست و پنج صدم بهره ببرید.

تنها کافیست یک نمونه از سیب زمینی های نمونه خود را برای ما ارسال کنید تا در طرح ما شرکت کنید

حالا این تخفیف برای چیه؟ آخه تخفیف فقط در ازای خرید یه چیزی به آدم می دن. خب معلومه دیگه. تخفیف برای خرید بیل و کلنگ و بذر سیب زمینی (توجه کنید که بذر سیب زمینی ها!!!).

همانطور که گفته شد کافیست برای شرکت در این طرح که طرح سیب کلنگ نام دارد یک نمونه از سیب زمینی های نمونه خود را برای ما ارسال کنید. آدرس: www.dastan-nt.blogfa.com و هم چنین: www.barobach-taj-304.blogfa.com.

تلفن تماس: www.horcraks7@gmail.com (اشتباه تایپی بوده)

و اما یک استراتژی داریم در باب مرغ و تخم و مرغ. هرچند این بحث از قدیم الایام بوده و هست و خواهد بود. اما ما به شیوه ای نوین آن را مطرح می نماییم:

سؤال: اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟

استراتژی ها:

الف) از لحاظ علوم زیستی، تا مرغ نباشه، تخم مرغ نیست و تا تخم مرغ نباشه مرغ نخواهد بود. اما از آن جا که معلوم نیست هر جوجه ای که از تخم در میاد مرغ باشه، پس باید احتمال پسر بودن جوجه رو در نظر بگیریم. در نتیجه حاصل رو ضرب در یک دوم می کنیم تا بر اساس قوانین احتمالات جواب درستی به دست بیاریم. علاوه بر این ها باید در نظر داشت که اصلا ممکنه مرغ تخم نگذاره. پس احتمال یک دوم رو هم برای این در نظر می گیریم. در کنار این ها اگر اولین جوجه ای که از تخم در اومد خروس می بود، (بر اساس این احتمال که اول تخم مرغ وجود داشته) نسل مرغ و خروس منقرض می شد و اکنون مرغ و تخم مرغی نبود تا ما سرش استراتژیک بدیم. خب. حالا جمع بندی می کنیم. یک دوم اونجا، بر حسب هر کدوم سه تا میشه دو دوتا چهار تا به اضافه یک دوم دیگه که ضرب در دو شده بعدش تقسیم بر تعداد میشه. حالا جوابش میشه: مرغ ما روزی سه تا تخم می ذاره. چرا سه تا؟

ب) از لحاظ علوم کشاورزی و روستاییان محترم، اول باید از همسایه باید چند تا مرغ و یک خروس بخریم. توجه داشته باشید باید برای اولین بار باشد که به زندگی روستایی روی آورده اید. در غیر این صورت به جواب درستی دست نمی یابید. سپس با خون دل آن ها را بزرگ می نماید. بعد از جفت شدن خروس با مرغ ها (واه واه. چند تا چند تا) منتظر تخم گذاری مرغ ها می شوید. در کنار این که چندین ماه برایشان غذا و دانه گذاشتید، به محاسبه های احتمالی بپردازید. اگر این محاسبه ها را به درستی انجام دهید به جواب درستی خواهید رسید. این احتمالات عبارتند از: مرغ ما روزی چند تا تخم می ذراه؟

ج) از لحاظ علوم محاوره، مرغ نمادی است برای نشان دادن مادینگی و قدرت این جنسیت. چرا که وقتی کسی ازدواج می کند به او می گویند: تو هم رفتی قاطی مرغا؟. از این لحاظ می توان نتیجه گرفت که اصلاً جنس مؤنث می تواند قدرتمند باشد. پس باید جوانب احتیاط را احراز نمود. جوانان محترم توجه داشته باشید قبل از ازدواج، به خاطر طرح جریمه بد حجابی، عدم خلافی دریافت کنید.

د) آخرین استراتژی در این باره، از همه قابل فهم تره: مرغ با خروس جفت میشه و تخم می ذاره. یعنی اگه با خروس جفت شه، بعدش روی تخمش می خوابه تا جوجه بشه. اما اگه با خروس جفت نشه، نمی خوابه و جوجه ای نخواهیم داشت. پس نتیجه می گیریم که تا خروس نباشه جوجه ای هم نیست. هر چقدر تخم می خواد بذاره. اما تا خروس نباشه، مرغی کرچ نمیشه و روی تخمش نمی خوابه. در نتیجه هیچ جوجه ای (اعم از مرغ و خروس) نخواهد ماند. این امر، اقتدار و قدرت مردان را می رساند!!

حالا می رسیم به یه استراتژیک دیگه:

استفتاء: حکم قتل سیب زمینی چیست؟ یا پوست کندن آن و انداخت در آب جوش؟ یا مستقیم در آب جوش روی اجاق قرار دادن؟ یا زیر ذغال داغ و سرخ قرار دادن؟ یا مصله کردن و سرخ نمودن آن؟

جواب: بستگی دارد که با چه شدتی انجام شود. برای مثال اگر فردی که تصمیم دارد یک سیب زمینی را به قتل برساند، اگر اعصابش خرد باشد، مطمئناً بدون هیچ رحمی او را خواهد کشت. نداشتن رحم، کافیست تا حکم آن حرام اعلام شود. اما اگر قبل از ذبح سیب زمینی بسم الله بگویید و بعد از این که سر و ته آن را کامل جدا کردید، شروع به جدا نمودن پوست از سیب زمینی نمایید و اگر هم خواستید بعد او را مصله کنید و سرخ نماید، هیچ ایرادی ندارد و جایز می باشد.

استفتاء: گاهی دیده می شود که یک دوقلوی سیب زمینی ای، به هم چسبیده اند. بعد از از این که به مراحلی از رشد رسیدند، برای این که زندگی آرام و راحتی داشته باشند به دکتر مراجعه می کنند تا آن ها را از هم جدا نمایند. اما مسئله اینجاست که اگر آن دو را از هم جدا نماییم، منجر به مرگ آن دو می شویم و بعد چاره ای به جز پوست کندن و پختن آن نمی ماند. حکم این مسئله چیست؟

جواب: رجوع شود به حکم قبلی

استفتاء: اگر دو سیب زمینی بخواهند با هم ازدواج کنند، چه کسی باید صیغه عقد را جاری نماید؟ صیغه عقد چه عباراتی را شامل می شود؟

جواب: چون سیب زمینی ها جزء بی عقلان محسوب می شوند، نیازی به صیغه عقد ندارند. تنها کافیست آن ها را با هم در یک دیگ آب جوش بیندازید. خود به خود به یک دیگر علاقه مند می شوند و وقتی از قابلمه خارج می شوند و پوستشان کنده می شود، قطعه قطعه یا کوبیده می شود و به وصال یار دست می یابند.

استفتاء: سیب زمینی ای را می شناسم که مدتی را پشت کامپیوتر نشسته و از طریق اینترنت متونی مضحک و بی خود را می خواند. کار او چه حکمی دارد؟

جواب: بستگی به شرایط دارد. اگر وقتی حساس نظیر هنگام نماز باشد، کار او جایز نیست. اگر در وقت آزاد باشد، ایرادی ندارد اما بهتر است به امر مفید دیگری مشغول شود. اما در هر صورت، خواندن این چنین متون جز اتلاف وقت نتیجه دیگری ندارد که اتلاف وقت هم جایز نمی باشد. والسلام.

موفق باشید

بای بای

======

پیوست:

فصل 34 از هری پاتر و روشنایی در تاریکی

فصل سی و پنج از هری پاتر و روشنایی در تاریکی

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

اگه می بینین که دیر به دیر آپ میشه دلیلش دو چیزه:

۱- کمبود مطلب جدید و قشنگ

۲- کمی هم بی حوصلگی

اول بریم داستانای جدیدو بدیم:

فصل سی و یکم

فصل سی و دوم

فصل سی و سوم

 بریم یه شعرو هم داشته باشیم:

اوج نور

دیده ای ماه شب چارده را

از حسادت رو و ابرویش کبود

ای عزیز من برون آ از اتاق

تا ببینی روی این ماه حسود

روی زیبای تو کارش ساخته

هر چه کرد او ناتوانی بود و بود

ناتوان از جلب روح و قلب من

چون که قلبم منزلش نزد تو بود

روح من هم می پرید دور و برت

تا که روحت منزلش دادش چه زود

قلب و روحم همره چشم و دلت

می زند پر تا همان جاهای دور

می رسم با تو به هر جای قشنگ

تا به خورشید و ستاره، اوج نور

خب

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

معذرت که مدتی نیامدیم

امتحانا بود. اما حالا یک آخیش بزرگ می خوام بکشم:

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخــــــــــــــــــــــــــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــش

خب امتحانای ما که بد نبود. یعنی زیاد بد ندادیم. شما چطور؟ امیدوارم خوب بوده باشه. البته هستن کسایی که تازه امتحاناشون شروع شده یا هنوز امتحان دارن. از این که نتونستم سوالای امتحانای دیگه رو بذم هم معذرت میخوام. دیگه...

خب بعد از مدت ها اومدم اما متن درست حسابی ندارم. فعلا بریم فصلای جدیدو:

فصل بیست و هفت

فصل بیست و هشت

از هری پاتر و روشنایی در تاریکی و فصلای جدید تر:

فصل بیست و نه

فصل سی

نمی دونم چی بنویسم. خداییش. مطلب کم آوردم. اما اگه چیز میزی گیر آوردم می ذارم. ویرایش می کنم. پس فعلا...

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامي چو بوي خوش مهرباني

چطورين؟

خوبين؟

با درسا چطوري پيش ميرين؟

اول براي كسايي كه از داستان خوششون مياد فصلاي جديدو بدم:

فصل بيست و پنج

فصل بيست و شش

خب اين آپ هم كوتاه هست.

سؤالات امتحانات نهايي رشته تجربي درس زيست شناسي رو داريم:

خرداد 84

شهريور 84

خرداد 85

شهريور 85

خر نظر يادتون نره

بيه درسا رو هم تلاش مي كنم كه بذارم

موفق باشيد

باي باي

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط بچه های باصفا |


سلامی چو بوی خوش مهربانی

چطورین؟

خوبین؟

می بخشین

داریم به امتحانا نزدیک میشیمو دیگه فرصت آپ کردن نداریم

خلاصه امروز فقط اومدم که یک چیزو بگم

چون خیلی مهم بود.

امروز تولد بهترین رفیق دنیاست

تولدت مبارک سعید جان

happy your bearthday dear Saeed

خب جنگی فصلای جدیدو هم بدم:

فصل بیست و سوم از هری پاتر و روشنایی در تاریکی

فصل بیست و چهارم از هری پاتر و روشنایی در تاریکی

سعی می کنیم که سوالات امتحانات نهایی رشته تجربی رو هم بذاریم

موفق باشید

بای بای

+ نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط بچه های باصفا |